گلهای رنگارنگ ۲۱۶
| گلهای رنگارنگ برنامه شماره ٢۱۶ | |||||
| روشنك (دکلمه) | |||||
|
می خواهمت ای ساقی برخیز و شرابم ده من شعلۀ خاموشم من مستم و مدهوشم افسانۀ عقل و دین یكباره رها كردم تا دل به بلا دادم از رنج تن آزادم |
می خوانمت ای مطرب راهی ز رُبابم ده امشب به ندای دل مستانه جوابم ده باكی نبود دیگر دیوانه خطابم ده خواهی تو امیدم بخش خواهی تو عذابم ده |
||||
| عبدالرزاق اصفهانی (غزل) | |||||
| شهر پر هنگامه از دیوانه ای دیدم رهی | از تو و دیوانگی های توام آمد به یاد | ||||
| (رهی معیری) | |||||
| بنان (ترانه) | |||||
| من از روز ازل دیوانه بودم دیوانۀ روی تو سرگشتۀ كوی تو سرخوش از بادۀ مستانه بودم در عشق و مستی افسانه بودم نالان از تو شد چنگ و عود من تارِ موی تو تار و پود من بی باده مدهوشم ساغر نوشم ز چشمۀ نوش تو مستی دهد ما را ، گل رخسارا بهار آغوش تو چو به ما نگری غم دل ببری كز باده نوشین تری سوزم همچو گل از سودای دل دل رسوای تو، من رسوای دل گرچه به خاك و خون كشیدی مرا روزی كه دیدی مرا بازآ كه در شام غم ، صبح امیدی مرا صبح امیدی مرا |
|||||
| رهی معیری | |||||
| روشنك (دکلمه) | |||||
| شنیده ای كه بنالند عاشقان بی دوست | تو نیز عاشقی ای اوحدی بنال امشب | ||||
| بنان (آواز) | |||||
|
بیار باده كه ما را به هیچ حال امشب به حكم آن كه ندارم حضور بی رخ دوست ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیست |
برون نمی رود آن صورت از خیال امشب مرا نماز حرام است و می حلال امشب ولی چه سود كه دوریم از آن جمال امشب |
||||
| اوحدی مراغه ای (غزل) | |||||
| یا به نزد خویشتن راهم بده | یا مجال ناله و آهم بده | ||||
| روشنك (دکلمه) | |||||
|
یا به نزد خویشتن راهم بده یا خیال خود به خواب من فرست غربت من در جهان از بهر توست |
یا مجال ناله و آهم بده یا دلی بیدار و آ گاهم بده قُربت خاصان درگاهم بده |
||||
| بنان (آواز) | |||||
|
یا به نزد خویشتن راهم بده از دهانت چون نمی یابم نشان غربت من در جهان از بهر توست یا خیال خود به خواب من فرست |
یا مجال ناله و آهم بده بوسه ای زان روی چون ماهم بده قُربت خاصان درگاهم بده یا دلی بیدار و آ گاهم بده |
||||
| اوحدی مراغه ای (غزل) | |||||
| روشنك: | |||||
|
یا تو را من وفا بیاموزم به كدامین دعات خواهم یافت روی بگشای تا خلایق را از خیالت وفا طلب كردم |
یا من از تو جفا بیاموزم تا روم آن دعا بیاموزم معنی "وَالضُحی" بیاموزم گفت كو از كجا بیاموزم |
||||
| عبدالرزاق اصفهانی (غزل) | |||||
| بنان (ترانه) | |||||
|
من از روز ازل دیوانه بودم بازآ كه در شام غم ، صبح امیدی مرا صبح امیدی مرا |
|||||
| رهی معیری | |||||
| روشنك (دکلمه) | |||||
|
یا به نزد خویشتن راهم بده یا خیال خود به خواب من فرست غربت من در جهان از بهر توست |
یا مجال ناله و آهم بده یا دلی بیدار و آ گاهم بده قُربت خاصان درگاهم بده |
||||
| بنان (آواز) | |||||
|
یا به نزد خویشتن راهم بده از دهانت چون نمی یابم نشان غربت من در جهان از بهر توست یا خیال خود به خواب من فرست |
یا مجال ناله و آهم بده بوسه ای زان روی چون ماهم بده قُربت خاصان درگاهم بده یا دلی بیدار و آ گاهم بده |
||||
| عبدالرزاق اصفهانی (غزل) | |||||
| همیشه شاد و همیشه خوش باشید. | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by