گلهای رنگارنگ ۵۳۰
| دکلمه : فیروزه امیرمعز | |||||
|
ای رفته دل و دین به تمنای تو ما را مستغرق عشق تو چنانیم كه نبود |
بیگانه ز خود ساخته سودای تو ما را با یاد رخ خوب تو پروای تو ما را |
||||
| (میرزا شرف قزوینی) | |||||
| ترانه : الهه | |||||
| گفتم دل هشیار من كو | |||||
| گفتی خرابش كرده ام |
|||||
| گفتی به خوابش كرده ام | |||||
| گفتی به خوابش كرده ام | |||||
| گفتم سر و سامان چه شد | |||||
| آن درد بی درمان چه شد |
|||||
| آن عشق پر طوفان چه شد | |||||
| گفتی جوابش كرده ام | |||||
| دیگر ای جان مرا چه مانده | |||||
| دیگر از من به جا چه مانده |
|||||
| همچو نی بینوا شده ام | |||||
| در رهت من فنا شده ام |
|||||
| دیگر ز من جز اشک و آهی | |||||
| برجا نماند ای دل شكن |
|||||
| بشكن دل دیوانه ام را | |||||
| دیگر چه می خواهی ز من |
|||||
| شاید دل بشكسته رسوا گردد | |||||
| فسانه اش ورد زبان ها گردد |
|||||
| شاید حدیث عشق ما هم روزی | |||||
| چون قصۀ مجنون و لیلا گردد |
|||||
| دیگر ای جان مرا چه مانده | |||||
| دیگر از من به جا چه مانده |
|||||
| (نظام فاطمی) | |||||
| فیروزه امیرمعز: | |||||
|
دارند گل ها بی رخت در جیب غم رخسارها در گلستان رخسار را بنمودی و رفتار را |
خندان درآ در بوستان تا بشكفد گلزارها ننشستی و گلزار را در دل شكستی خارها |
||||
| (حسابی نطنزی) |
|||||
| آواز: گلپایگانی | |||||
|
ما را دل از كشاكش دنیا شكسته است تنها ننالم از غم ایام و جور یار از آن چه پیش دوست بود در خور نثار ما را دل از کشاکش دنیا شكسته است |
این كشتی از تلاطم دریا شكسته است باشد مرا دلی و ز صد جا شكسته است تنها مرا دلی بود اما شكسته است این كشتی از تلاطم دریا شكسته است |
||||
| هادی رنجی (غزل) | |||||
| دکلمه : فیروزه امیرمعز | |||||
|
در عشق تو گر چنین حزین خواهم بود دلدار اگر تویی چنان خواهم شد |
رسوای زمانه بعد از این خواهم بود دلداده اگر منم چنین خواهم بود |
||||
| (قاسمی گنابادی) | |||||
| ترانه : الهه | |||||
| گفتم دل هشیار من كو | |||||
| گفتی خرابش كرده ام | |||||
| گفتم كه آن بیمار من كو | |||||
| گفتی به خوابش كرده ام | |||||
| گفتم سر و سامان چه شد | |||||
| آن درد بی درمان چه شد | |||||
| آن عشق پر طوفان چه شد | |||||
| گفتی جوابش كرده ام | |||||
| دیگر ای جان مرا چه مانده | |||||
| دیگر از من به جا چه مانده | |||||
| همچو نی بینوا شده ام | |||||
| در رهت من فنا شده ام | |||||
| دیگر زمن جز اشک و آهی | |||||
| بر جا نماند ای دل شكن | |||||
| بشكن دل دیوانه ام را | |||||
| دیگر چه می خواهی ز من | |||||
| شاید دل بشكسته رسوا گردد | |||||
| افسانه اش ورد زبان ها گردد | |||||
| شاید حدیث عشق ما هم روزی | |||||
| چون قصۀ مجنون و لیلا گردد | |||||
| دیگر ای جان مرا چه مانده | |||||
| دیگر از من به جا چه مانده | |||||
| گفتم دل هشیار من كو | |||||
| گفتی خرابش كرده ام | |||||
| گفتم كه آن بیمار من كو | |||||
| گفتی به خوابش كرده ام | |||||
| گفتم سر و سامان چه شد | |||||
| آن درد بی درمان چه شد | |||||
| آن عشق پر طوفان چه شد | |||||
| گفتی جوابش كرده ام | |||||
| دیگر ای جان مرا چه مانده | |||||
| دیگر از من به جا چه مانده | |||||
| (نظام فاطمی) | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by