گلهای رنگارنگ ب۲۴۰
| دکمه: روشنک | |||||
|
به یك گره كه دو چشمت در ابروان انداخت زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت |
هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت كه هركه جان و دلی داشت در میان انداخت |
||||
| فخرالدین عراقی (غزل) | |||||
|
چه باز در دلت آمد كه مهر بر كندی ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست |
چه شد كه یار قدیم از نظر بیفكندی هنوز وقت نیامد كه باز پیوندی |
||||
| سعدی (غزل) | |||||
| آواز: قوامی | |||||
|
كفر و دین در بر عشاق نكوكار یكی است اگر از دیده تحقیق به عالم نگری تا كه در میكده من پای نهادم دیدم ما همه چون نی و تو خود همه دم نایی ما با همه خلق جهان صلحم و اندر بر من مختلف گرچه بود درد من و درمانش |
كعبه و بتكده و سبحه و زنار یكی است عشق و معشوقه و عاشق دل و دلدار یكی است اهل آن جا همه مست می و هشیار یكی است چون حقیقت نگری این همه گفتار یكی است جور اغیار و سر مرحمت یار یكی است خوش دلم زآنكه طبیبم یك و عطار یكی است |
||||
| ذوالریاستین مونسعلیشاه (غزل | |||||
| دکلمه: روشنك | |||||
|
تا به دامان تو ما دست تولی زده ایم در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست |
به تولای تو بر هر دو جهان پا زده ایم ما از آن باده کشانیم كه دریا زده ایم |
||||
| (همای شیرازی) | |||||
| ترانه: قوامی | |||||
|
ای جوانی رفتی ز دستم جوانی كجاییچرا رفتی غم پیری نبود دیری جوانی را ز كف داده ام رایگانی نه هشیار و نه مستم |
در خون نشستم كه من از تو طرفی نبستم كه در هم شكستم كنون حسرت برم روز و شب بر جوانی ندانم كه چه هستم |
||||
| جوانی چو رفتی تو ز دستم | |||||
|
ندیدم سود از جوانی در زندگانی جفاها كشیدم دردا كه دیدم غمت را نهفتم در سینه اما ندیدم سود از جوانی در زندگانی تویی جلوه شبابم امیدم كجایی كجایی |
چه حاصل از زندگانی دور از جوانی از مهربانان نامهربانی با كس نگفتم راز نهانی چه حاصل از زندگانی دور از جوانی كه چون جویمت نیابم گر در برم نیایی |
||||
| بسازم با سوز هجر و داغ جدایی | |||||
| (نواب صفا) | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by