برگ سبز ۱۳۲
| گوینده: روشنک | |||||
|
چشم بگشا که جلوه دلدار این تماشا چوبنگری گویی |
به تجلی است از درودیوار لیس فی الدارغیره دیار |
||||
| منسوب به عطار (قصیده) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
|
تا گوشه چشمی به من آن سیمتن اندخت سوی كه روم من كه دلم سوی تو باشد صد بار اگر از جور توام خون رود از دل |
خوبان جهان همه از چشم من اندخت روی كه ببینم كه به از روی تو باشد از در چو در آیی همه بیرون رود از دل |
||||
| اهلی شیرازی (مثنوی) | |||||
| آواز: قوامی | |||||
|
من ندانم ز چه دستم، ز چه مستم، ز كجایم كیستم سایة لرزندة ابهام وجودی ورقی چند ز ناخوانده كتاب غم عشقم همة بود و نبودم به چه ماند به حبابی بیدلی بیخبری سوخته جانم ای عشق |
چیست افسانة هستی كه منش قصه سرایم كه در آیینة تصویر جهان هست نمایم كه كند كودك تدبیر ز شیرازه جدایم كه بر این صفحة جاوید دمی بیش نپایم كه تویی قبلة آمال و تویی بار خدایم |
||||
| مریم اشرفی (غزل) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
| زیبد كه ز درگاهت نومید نگردد باز | نكس كه به امیدی بر خاك درت افتد | ||||
| عراقی (غزل) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
| این هم برگ سبزی بود تحفة درویش، علی نگهدار شما. | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by