یک شاخه گل ۳۸۱
|
یک شاخه گل برنامهٔ شمارهٔ ۳۸۱ |
|||||
|
دکلمه: روشنک |
|||||
|
عاشقم سوخته ام وا بگذارید مرا عاقلان راه سلامت به شما ارزانی من در افتاده ام از پا دگر ای همسفران خسته و کوفته از شور و شر زندگیم |
لحظه ای با دل شیدا بگذارید مرا من که مجنونم و رسوا بگذارید مرا بگریز از من و تنها بگذارید مرا یکدم آسوده زغوغا بگذارید مرا |
||||
|
غزل: اطهری |
|||||
| آواز:محمودی خوانساری | |||||
|
کشید کار زتنهائیم به شیدایی زبسکه داد قلم شرح سرنوشت فراق مرا تو عمر عزیزی و رفته ای زبرم به احتیاط گذر بر سواد دیدهٔ من |
ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی زسرنوشت قلم نامه گشت سودایی چه خوش بود اگر ای عمر رفته باز آیی چنان که گوشهٔ دامن به خون نیالایی |
||||
|
غزل:عراقی |
|||||
|
دکلمه: روشنک |
|||||
|
سر نوشت من و دل بی سرو سامانی بود دل دیوانهٔ عاشق نشود پند پذیر |
به قضا و قدر اینجا بگذارید مرا بهتر آن است بخود وا بگذارید مرا |
||||
|
غزل: اطهری |
|||||
|
این بود شاخه گل شمارهٔ ۳۸۱ |
|||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by