برگ سبز ۷۷
| گوینده: روشنک | |||||
|
چشم بگشا كه جلوهٔ دلدار این تماشا چو بنگری گویی |
به تجلی است از در و دیوار لیس فیالدار غیرهُ دیّار |
||||
| منسوب به عطار (قصیده) | |||||
| آواز: عبدالعلی وزیری | |||||
|
تا كی به تمنای وصال تو یگانه هر كس به زبانی سخن وصف تو گوید گه معتكف دیرم و گه ساكن مسجد |
اشکم بود از هر مژه چون سیل روانه بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه یعنی كه تو را میطلبم خانه به خانه |
||||
| گوینده: عبدالعلی وزیری | |||||
| مقصود من از كعبه و بتخانه تویی تو | مقصود تویی كعبه و بتخانه بهانه | ||||
| آواز: عبدالعلی وزیری | |||||
|
مقصود من از كعبه و بتخانه تویی تو حاجی به ره كعبه و من طالب دیدار امید بهایی به وفور كرم توست |
مقصود تویی كعبه و بتخانه بهانه او خانه همی جوید و من صاحب خانه نه از عمل خویش و نه از اهل زمانه |
||||
|
عصمت بخاریی (غزل) |
|||||
| تصنیف: عبدالعلی وزیری | |||||
|
در میكده دوش زاهدی دیدم مست گفتم ز چه در میكده جا كردی گفت |
تسبیح به گردن و صراحی در دست از میكده هم به سوی حق راهی هست |
||||
| شیخ بهایی (رباعی) | |||||
| آواز: عبدالعلی وزیری | |||||
| ز من مرنج بسی گر نظر كنم سویت | گرسنه چشمم و سیری ندارم از كویت | ||||
| شیخ بهایی (رباعی) | |||||
| تصنیف: عبدالعلی وزیری | |||||
|
تا نیست نگردی ره هستت ندهند چون شمع قرار سوختن گر ندهی |
این مرتبه با همت پستت ندهند سررشتهٔ روشنی به دستت ندهند |
||||
| شیخ بهایی (رباعی) | |||||
| آواز: عبدالعلی وزیری | |||||
| شور شوقم سوی كویت میبرد | ورنه دل از ناامیدیها پُر است | ||||
| شیخ بهایی (رباعی) | |||||
| تصنیف: عبدالعلی وزیری | |||||
|
آن دل كه تواش دیده بدی خون شد و رفت هانی به هوای عشق سیری میکرد |
وز دیدهٔ خون گرفته بیرون شد و رفت لیلی صفتی بدید و مجنون شد و رفت |
||||
| شیخ بهایی (رباعی) | |||||
| گوینده: روشنک | |||||
| زیبد كه ز درگاهت نومید نگردد باز | آنكس كه به امیدی بر خاك درت افتد | ||||
| عراقی (غزل) | |||||
| این هم برگ سبزی بود تحفهٔ درویش، علی نگهدار شما. | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by