برگ سبز ۷۹
| گوینده: روشنك | |||||
|
چشم بگشا كه جلوهٔ دلدار این تماشا چو بنگری گویی |
به تجلی است از در و دیوار لیس فیالدار غیرهُ دیّار |
||||
| منسوب به عطار (قصیده) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
| نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب | |||||
| بیا ساقی كه رفت از دل غم بود و نبود امشب | |||||
| كه بود آن آهوی وحشی ، چه بود آن سایه مژگان | |||||
| كه تاب از من ستاند امروز و خواب از من ربود امشب | |||||
| رهی معیری (غزل) | |||||
|
یا حلقه ارادت ساغر به گوش كن چون صبح در پیاله زرین آفتاب |
یا عاقلانه ترك در می فروش كن خونابه ای كه می دهد ایام نوش كن |
||||
| صائب تبریزی (غزل) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
|
در هیچ برده نیست نباشد نوای تو هر چند كائنات گدای در تو اند غیر از نیاز و عجز كه در كشور تو نیست صائب چه ذره است و چه دارد فنا كند |
عالم پر است از تو و خالیست جای تو هیچ آفریده نیست كه داند سرای تو این مشت خاك تیره چه دارد سزای تو ای صد هزار جان مقدس فدای تو |
||||
| صائب تبریزی (غزل) | |||||
| آواز: محمودی خوانساری | |||||
|
من از تو روی نپیچم گُرُم بیازاری به هر سلاح كه خون مرا بخواهی ریخت اگر به صید روی وحشی از تو نگریزد درازنای شب از چشم دردمندان پرس |
كه خوش بود زعزیزان تحمل خواری حلال كردمت الا به تیغ بیزاری كه در كمند تو راحت بود گرفتاری كه هر چه پیش تو سهل است سهل پنداری |
||||
| گوینده: روشنك | |||||
| گرم تو زهر دهی چون عسل بیاشامم | بشرط آن كه بدست رقیب نسپاری | ||||
| آواز: محمودی خوانساری | |||||
| حكایت من و مجنون به یكدگر ماند | بمردیم و نیافتیم در طلبكاری | ||||
| سعدی (غزل) | |||||
| گوینده: روشنك | |||||
| زیبد كه زدرگاهت نومید نگردد باز | آن كس كه به امیدی بر خاك درت افتد | ||||
| عراقی | |||||
| این هم برگ سبزی بود تحفه درویش ، علی نگهدار شما . | |||||
In association with The Iran Heritage Foundation © All rights reserved 2026. Jane Lewisohn | Website by